ثروت‌آفرینی، پیش‌نیاز تامین مالی
علی‌اصغر پورمند؛ مدیرعامل هلدینگ میدکو

ثروت‌آفرینی، پیش‌نیاز تامین مالی

شرایط اقتصادی حال حاضر ایران راهکارهای تامین مالی برای بنگاه‌های اقتصادی را دور از دسترس کرده است.

 امروزه بسیاری از شرکت‌ها با مشکل تامین مالی و نقدینگی مواجه شده‌اند و شرکت‌ها برای برون‌رفت از این وضعیت گزینه‌های چندانی پیش رو ندارند. در بسیاری از کشورها بورس مهم‌ترین محل برای تامین مالی شرکت‌ها محسوب می‌شود و شرکت‌ها با مراجعه به بازار سرمایه و بانک‌های سرمایه‌گذاری، مشکلات تامین مالی خود را تا حد زیادی رفع می‌کنند. متاسفانه در ایران چنین بازارهای سرمایه و بانک سرمایه‌گذاری وجود ندارد. زیرا بانک‌ها ماهیتی تجاری دارند، همچنین میزان بازپرداخت وام‌های بانکی بسیار سنگین است. لازم به ذکر است که بورس نیز ماهیتی همچون بانک دارد. بنابراین با توجه به فرایندهای تامین مالی در دو نهاد بازار سرمایه و بانک و با توجه به بوروکراسی پیچیده‌تر در بازار سرمایه، اغلب شرکت‌ها تامین مالی از سوی بانک را ترجیح می‌دهند. این در حالی است که در اقتصاد دنیا میزان تامین مالی شرکت‌ها از سوی بانک و بورس به یک اندازه است. خبرنگار ماهنامه « اخبار فلزات» با مدیرعامل هلدینگ توسعه معادن و صنایع معدنی خاورمیانه (میدکو) در خصوص نحوه تامین مالی بنگاه‌های اقتصادی به گفت‌وگو نشسته است. علی‌اصغر پورمند معتقد است که تامین مالی و پول یکی از ابزارهای توسعه هستند نه هدف، بلکه ثروت‌آفرینی باید مورد توجه مسئولان قرار گیرد. تا زمانی که پول عامل اصلی تعیین سیاست‌های اقتصادی کشور باشد، هیچ یک از مشکلات اقتصادی حل نخواهد شد بلکه باید به مقوله ثروت‌آفرینی توجه ویژه شود و ثروت‌آفرینان مسائل اقتصادی کشور را اداره کنند. متن کامل این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

 استانداردهای بین‌المللی تامین منابع مالی برای حمایت از تولیدکنندگان چیست و این امر در ایران چگونه انجام می‌گیرد؟

به‌طور کلی تامین مالی شرکت‌ها دارای دو بخش اساسی است. یک بخش آن در هنگام احداث پروژه و بخش دیگر تامین مالی در هنگام اداره کارخانه است. این دو بخش از یکدیگر جدا نیستند یعنی تامین مالی یک واحد در حال بهره‌برداری و یک واحد در حال تولید با یکدیگر تفاوت چندانی ندارند. زیرا تامین مالی انجام‌شده در زمان ساخت پروژه به زمان بهره‌برداری و تولید متصل می‌شود. علاوه بر این، میزان هزینه مالی طرح در هنگام احداث، بر روی زمان بهره‌برداری اثرگذار است. این بدان معنا است که باید نرخ بازگشت تامین مالی در میزان بهای تمام‌شده به حساب آید. به‌عنوان نمونه اگر هزینه تامین مالی چهار درصد باشد، قطعاً بهای تمام‌شده محصول را کاهش خواهد داد، در حالی که اگر 27 درصد باشد، بهای تمام‌شده زمان تولید افزایش می‌یابد.

به‌طور کلی مقوله تامین مالی باید همواره به‌صورت کلی از ابتدا تا انتها مطرح شود تا تمامی زوایای آن مورد بررسی قرار گیرند. اگر تامین مالی از زمان ساخت آغاز شود و به عبارت بهتر هنگامی که یک شرکت و یا فرد، قصد ایجاد یک ثروت جدید را دارد، عوامل مختلفی در آن دخالت دارند و باید مد نظر قرار گیرند. این عوامل زمین، منابع و مواد اولیه، سرمایه‌های انسانی و بخشی از آن منابع مالی هستند و با یکدیگر ارتباط تنگاتنگ دارند. بنابراین اولین استاندارد موجود این است که تمامی عوامل داخلی باید در ایجاد یک ثروت جدید در هماهنگی کامل با یکدیگر باشند. البته لازم به ذکر است که هیچ‌گونه مرزبندی‌ای بین این عوامل وجود ندارد. حتی بسته به سطح دانش و تجربه افراد درگیر در ثروت‌آفرینی، نوع تامین منابع مالی تغییر می‌کند. در مقوله تامین منابع مالی، تنها خود تامین مالی مطرح نیست، بلکه نرخ و زمان بازپرداخت آن، چگونگی استفاده از آن تا انتها و نیز نرخ بهای تمام‌شده محصول بسیار مهم هستند.

در ایران اساساً برای اجرای پروژه‌ها تامین منابع مالی وجود ندارد. این یعنی در ایران برای افراد و یا شرکت‌هایی که قادر به اجرای پروژه‌های گوناگون هستند، راهکار و یا چارچوبی برای تامین منابع مالی در نظر گرفته نشده است. اگر هر یک از این شرکت‌ها و یا افراد قصد اجرای پروژه را داشته باشند، باید همین مکانیزم‌های موجود در کشور مانند دریافت تسهیلات از بانک‌های تجاری را طی کنند. به‌دلیل آنکه در ایران همه بانک‌ها از نوع تجاری هستند و بانک سرمایه‌گذاری وجود ندارد، هزینه تامین منابع مالی در اجرای پروژه‌ها افزایش می‌یابد. این در حالی است که ماهیت تامین منابع مالی در بخش تجاری و بخش سرمایه‌گذاری با یکدیگر متفاوت است.

عامل دیگری که در مقوله تامین منابع مالی وجود دارد، بورس است. بورس مکانی است که باید یک شرکت بتواند تامین منابع مالی خود را در آن به‌صورت اقتصادی انجام دهد. اما در ایران ماهیت بورس تامین سرمایه نیست و تقریباً همان کارکرد بانک را دارد. این یعنی P/E برای افرادی که در بورس سهام یک شرکت را خریداری می‌کنند، بسیار مهم است. زیرا اگر این نسبت زیاد باشد، طی چهار تا پنج سال سرمایه را بازمی‌گرداند. در حالی که اگر طی 15 سال سرمایه را بازگرداند، برای خریداران مطلوب نخواهد بود. بنابراین کارکرد بورس در ایران نیز همانند بانک‌های تجاری است. این بدان معنا است که به‌عنوان نمونه سرمایه‌گذار سرمایه خود را چه در بانک سپرده‌گذاری کند، چه در بورس ، هر سال 20 درصد سود آن را دریافت می‌کند. از لحاظ ماهیتی نوع نگاهی که به بازار سرمایه در ایران می‌شود، همانند بانک است.

در سایر کشورها شرایط با ایران بسیار متفاوت است. اولاً در دیگر کشورها بانک‌های سرمایه‌گذاری و یا بورس‌های بین‌المللی وجود دارد که وظیفه تامین مالی پروژه‌ها را بر عهده دارند. در این فضا شرکتی که قصد دارد پروژه‌ای را احداث کند، پروژه‌ خود را مطرح کرده  و در نهایت آن سرمایه‌گذارانی که منابع مالی را در اختیار دارند، تامین مالی را انجام می‌دهند. در حالی که در ایران چنین شرایطی وجود ندارد.

اصل تفاوت بورس ایران با بورس‌های بین‌المللی این است که در ایران شرکت، موسسه یا بانکی وجود ندارد که در بورس با عنوان تامین مالی شرکت‌ها حضور داشته باشد که به تبع آن، ثروت‌آفرینان پروژه‌های خود را در بازار سرمایه مطرح کنند و تامین مالی شوند.

به بیان ساده‌تر فرض کنید که شخصی ایده‌هایی برای ثروت‌آفرینی و احداث پروژه دارد و قادر به تعریف و اجرای چندین پروژه است که به‌عنوان نمونه X تومان هزینه دربر دارد. این پروژه‌ها در ایران کجا می‌توانند مطرح شوند، در ایران چه جایی وجود دارد که شخصی بتواند در آن پروژه‌های خود را مطرح کند و عده‌ای آن را ملاحظه کنند و قانع شوند که آن شخص را تامین مالی کنند؟ هیچ جا. در حالی که در بورس‌های بین‌المللی انجام چنین فرایندی به‌راحتی امکان‌پذیر است.

 سهم بازار سرمایه را در تامین مالی بنگاه‌های اقتصادی چگونه ارزیابی می‌کنید. در حال حاضر شرکت میدکو به چه میزان از طریق بازار سرمایه تامین مالی می‌کند؟

تامین سرمایه در بورس تنها از طریق اوراق مشارکت و افزایش سرمایه امکان‌پذیر است. در بورس ایران یک یا چند پروژه مطرح شده و گزارشات فنی و اقتصادی مربوط به آن ارائه می‌شوند، شرکت باید مورد اعتماد و پذیرفته شده در بورس باشد و عملکرد آن مناسب باشد، تا در نهایت اجازه انتشار اوراق صادر شود. اجازه انتشار اوراق در بورس با کارگزاری یک بانک انجام می‌شود. آنگاه هر فردی می‌تواند این اوراق مشارکت را خریداری کند، سپس در هر موعدی که اعلام شده است، سود این اوراق به سهامداران پرداخت می‌شود در حالی که اصلاً پروژه به اتمام نرسیده است و سودی عاید شرکت نشده است.

بازار سرمایه در ایران تنها از محل افزایش سرمایه قادر به تامین مالی بنگاه‌های اقتصادی است. به‌عنوان نمونه در یک شرکت مجمع عمومی فوق‌العاده تشکیل شده و در این مجمع سرمایه‌گذاری در طرح‌های توسعه‌ای به مبلغ 5000 میلیارد تومان تصویب می‌شود که از این مبلغ، باید تامین 1000 میلیارد تومان آن را سهامداران برعهده گیرند. این مبلغ از طریق بورس پذیره‌نویسی و اقدام در بورس تامین می‌شود. ممکن است حتی شرکت سهامی عام نباشد و سهامی خاص باشد که در این صورت، سهامداران باید مجاب شوند تا 1000 میلیارد تومان سرمایه‌گذاری کنند. بقیه هزینه مورد نیاز باید از طبق تسهیلات، فاینانس، یوزانس و... که در کشور موجود است انجام شود.

روش دیگر این است که اگر شرکت قصد داشته باشد تمام اوراق خود و یا بخشی از آن را بفروشد، ناشر باید با یک شرکت در کنار خودش قرارداد بسته باشد که آن شرکت بتواند اوراق را از مشتری خریداری کند. بنابراین بورس در ایران همان کارکرد بانک را دارد. زیرا در بورس سهامدار سود خود را می‌گیرد و هر موقع بخواهد آن را به پول نقد تبدیل می‌کند. زیرا در سپرده‌گذاری نیز این‌گونه است و هر ماه سود به آن تعلق می‌گیرد و می‌توان در هر لحظه آن را به پول نقد تبدیل کرد. در شرکت میدکو از 15 هزار میلیارد تومان سرمایه‌گذاری‌ای که صورت گرفته است که با بازپرداخت‌های آن 20 هزار میلیارد تومان می‌شود، 26 تا 27 درصد آن از طریق آورده سهامداران است که از مسیر بورس می‌گذرد. شرکت میدکو نیز از محل افزایش سرمایه در بورس استفاده کرد و میزان سرمایه خود را از 2200 میلیارد تومان به 2376 میلیارد تومان رساند.

پول سهامدار از مشکلات تامین مالی در بازار سرمایه و اساساً پول گرانی است زیرا اولاً شرکت مجبور است EPS را پرداخت کرده و ثانیاً باید آن را کنترل کند، در حقیقت همان کارکرد بانک را دارد. به‌عنوان نمونه سهامدار در افزایش سرمایه شرکت می‌کند و توقع سود سر موعد دارد. اما در این میان عده‌ای هستند که سهمی را خریداری می‌کنند و پای آن صبر می‌کنند زیرا آینده شرکت را درخشان می‌بینند.

چرا در ایران اغلب بنگاه‌های اقتصادی برای تامین مالی به بانک بیش از بازار سرمایه رغبت نشان می‌دهند؟

زیرا سهم شرکت در بورس با نوسان همراه است و ممکن است کاهش پیدا کند در حالی که سپرده‌گذاری در بانک تغییر نمی‌کند و هر ماه سود به آن تعلق می‌گیرد. به‌عنوان نمونه در سهامداری در بازار سرمایه 20 میلیون تومان سهم خریداری می‌کند. EPS  این سهم در موعد مقرر داده می‌شود. حتی اگر شرکت بتواند طی چهار سال سود آن سهم را پرداخت کند، احتمال دارد 20 میلیون تومان، در سال بعد 15 میلیون تومان شود. زیرا قیمت سهام ممکن است تغییر کند. اما سپرده‌گذاری در بانک این‌گونه نیست. همچنین فرایند تامین مالی از بازار سرمایه نسبت به بانک دشوارتر و بوروکراسی اداری آن بیشتر است. به‌عنوان نمونه هنگامی که یک شرکت بخواهد از بانک وام بگیرد تنها با یک بانک طرف حساب است. بانک شرکت را اعتبارسنجی می‌کند، تضمین‌هایی را در این‌باره می‌گیرد و در نهایت بر روی میزان بهره و بازپرداخت آن توافق حاصل می‌شود. بوروکراسی اداری این شیوه بسیار راحت‌تر از بازار سرمایه است. در بازار سرمایه ممکن است فرایند تامین مالی یک شرکت حدود 6 ماه زمان ببرد. علاوه بر این، احتمال دارد که سهامداران در فرایند افزایش سرمایه شرکت نکنند. در صورتی که تعدادی از سهامداران در افزایش سرمایه حضور نداشته باشند، باید دیگر سهامداران متعهد شوند که سهام سهامدارانی که مشارکت نمی‌کنند را خریداری کنند. در دیگر کشورها به‌منظور تامین مالی، میزان گرایش به هر دو بخش بازار سرمایه و بانک به یک اندازه است. البته لازم به ذکر است که در تامین مالی از بازار سرمایه نیاز به بازپرداخت پول نیست و تنها سود سالانه آن باید پرداخت شود، در حالی که در بانک باید اصل و سود آن بازگردانده شوند.

 به نظر جنابعالی چه راهکارهایی برای حل مشکل نقدینگی و تامین مالی بخش معدن و صنایع معدنی وجود دارد؟

برای تامین مالی مناسب شرکت‌ها در کشور، در ابتدا باید همانند سایر کشورها بانک‌های سرمایه‌گذاری تاسیس شوند. تنها بانک‌های سرمایه‌گذاری به‌صورت تخصصی وظیفه تامین مالی پروژه‌ها را برعهده دارند. کارکرد بورس نیز باید تنها تامین مالی باشد.

مقوله مهمی که اکنون کشور به آن نیاز دارد، ثروت‌آفرینی به‌عنوان مهم‌ترین اصل و ارزش است. در حال حاضر در ذهن اکثر افراد جامعه پول در اولویت اول قرار دارد. یعنی جامعه ما برای پول ارزش بیشتری قائل است. به‌عنوان نمونه اگر فولاد، کارخانه و یا پول را کالا فرض کنیم، پول ارزش بیشتری در بین افراد جامعه دارد. تا زمانی که پول عامل اصلی سیاست‌گذاری و تعیین خط مشی‌ها باشد، همواره موضوع ثروت‌آفرینی مغفول می‌ماند. در حالی که ثروت‌آفرینی باید پیش‌نیاز تامین مالی باشد و اقتصاد کشور ما را ثروت‌آفرینان اداره کنند. این در حالی است که تمامی بحث‌های اقتصادی در کشور ما در مورد نرخ سود بانکی، نرخ ارز، وضعیت بانک‌ها و... است اما هیچگاه در مورد ثروت‌آفرینی صحبت نمی‌شود. هیچگاه مقوله اشتغال، به دست افراد توانمند در زمینه تولید ثروت و کسب‌وکار سپرده و از آن‌ها نظرخواهی نمی‌شود. بنابراین باید دیدگاه‌ها در مورد پول تغییر کند زیرا پول و تامین مالی، ابزار توسعه هستند نه هدف و عامل آن.

 با توجه به اینکه عنوان شد در ایران به مقوله ثروت‌آفرینی کمتر اهمیت داده می‌شود، لطفاً در این مورد کمی بیشتر توضیح دهید؟

برای توضیح بیشتر در مورد ثروت‌آفرینی، فرض کنید که آیا یک ملک شخصی ثروت است یا نه. ملک برای فرد تنها هزینه دربر دارد و ثروت نیست. زیرا از ملک شخصی درآمدی کسب و ثروتی اضافه نمی‌شود. به‌عنوان نمونه دیگر خرید سهام چند کارخانه سرمایه‌گذار را دارای ثروت می‌کند اما ثروت‌آفرینی اتفاق نمی‌افتد و سرمایه‌گذار تنها از یک ثروت موجود استفاده می‌کند. ثروت‌آفرینی باید از صفر شروع شود. در معادن سنگ آهن که عیار سنگ آهن در حدود 30 درصد است، اگر سنگ آهن به کنسانتره و عیار آن به 60 درصد تبدیل شود، قیمت آن افزایش می‌یابد. بنابراین ثروت جدیدی خلق می‌شود. حال اگر گندله، آهن اسفنجی، فولاد و محصولات فولادی تولید شود، به تبع آن ثروت‌آفرینی بیشتری رخ می‌دهد.

هنگامی که ثروت‌آفرینی در کشور رخ دهد، به‌صورت خودکار سایر مقوله‌های مرتبط مانند اشتغال، بهره‌وری، ارزآوری، تولید و... حل خواهند شد. به‌طوری که نباید در مورد اشتغال بیکاران در کشور تنها به ایجاد شغل اکتفا کرد زیرا اگر این راه حل کارآمدی لازم را داشت، تاکنون این مشکل حل شده بود و نیاز چندانی به برنامه‌ریزی در این زمینه احساس نمی‌شد. در حالی که اگر مقوله ثروت‌آفرینی در دستور کار قرار گیرد یعنی تولید، عیار معادن و نیز زنجیره ارزش افزوده تکمیل شود، به‌صورت خودکار اشتغال جدید ایجاد می‌شود، بخش خدمات نیز به‌وجود می‌آید؛ اتفاق بسیار بزرگی که در رابطه با افزایش تولید و ثروت‌آفرینی رخ می‌دهد، ایجاد شرکت‌های کوچک و متوسط است. به‌عنوان نمونه در میدکو 17 شرکت در حال فعالیت هستند که با 800 شرکت ارتباط دارند. حتی خود شرکت‌های متوسط و کوچک پس از مدتی قابلیت تبدیل‌شدن به یک شرکت بزرگ را نیز دارند. در بعد انسانی و اشتغال حدود 9000 هزار نفر به‌طور مستقیم و 90 هزار نفر به‌صورت غیر مستقیم در میدکو اشتغال دارند. به عبارت بهتر انسان‌ها هم خود یک ثروت هستند و هم می‌توانند ثروت‌آفرین باشند. البته ثروت به‌صورت نهفته در معادن و ذخایر طبیعی در کشور وجود دارد بنابراین باید به‌جای واژه ثروت‌آفرینی از احیای ثروت استفاده شود. برای توضیح بهتر می‌توان به فرایند احیای آهن اشاره کرد. در این فرایند آهن درون خوراک و ماده معدنی وجود دارد و کارخانه آن را استخراج و احیا می‌کند. ثروت نیز به همین شکل است و در کشور وجود دارد و ثروت‌آفرینان وظیفه احیای آن را بر عهده دارند. در کشور هر فردی باید باور داشته باشد که یک ثروت است و باید خود را احیا کند.

 با توجه به پدیده دامپینگ، چه راهکارهایی را برای مقابله با این پدیده پیشنهاد می‌کنید؟

برای مقابله با دامپینگ باید دقیقاً مانند کشورهای پیشرفته عمل کرد که یا اجازه واردات را به کشور خود نمی‌دهند و یا بر روی برخی از محصولات تعرفه‌های سنگین وضع می‌کنند. در حالی که در کشور ما حد وسطی وجود ندارد و در مقاطعی تعرفه‌ها برداشته می‌شود اما در زمان دیگر تعرفه‌های سنگین بر روی برخی از محصولات وضع می‌شود. در حالی که می‌توان به‌راحتی حد بهینه واردات و تعرفه را تعیین کرد.

هر کشور باید از صنایع مولد خود در هر شرایطی حمایت کند. کشورهای دامپینگ کننده برای فروش بیشتر محصول خود، به صادرکنندگان یارانه و مشوق‌های خاص صادراتی و تولید ارائه می‌دهند و کشور ما نیز باید با اتخاذ تدابیر خاص با چنین پدیده‌ای مقابله کند. یعنی باید بتوان محصول تولیدشده را به فروش رساند. حال اگر کشور دیگری محصول خود را دامپینگ می‌کند، باید به هر طریق ممکن جلوی آن را گرفت. به‌عنوان نمونه گفته می‌شود در سال گذشته حدود چهار میلیون تن فولاد در انبار شرکت‌های فولادی دپو شد و طی همین مدت چهار تا پنج میلیون تن فولاد و محصولات فولادی به کشور وارد شد. بهای تمام‌شده نیز با حذف برخی از تحمیل‌ها به تولیدکنندگان مانند عوارض شهرداری، محیط زیست، بهره مالکانه، حق انتفاع، حقوق دولتی، مالیات عملکرد، سود و ارزش افزوده، هزینه مالی بانک‌ها و... کاهش خواهد یافت. همچنین صنایع مختلف ما نیز باید برای مقابله با قیمت پایین، با افزایش بهره‌وری بهای تمام‌شده محصولات خود را کاهش دهند.

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  
مطالب مرتبط
حلقه‌های اتصال چرخه تولید در صنعت آلومینیوم منقطع است
الگوبرداری از بازار سرمایه بین‌المللی به روش‌های تامین مالی در کشور کمک می‌کند
بانک‌ها برای تامین مالی معادن همکاری نمی‌کنند
عضویت در خبرنامه
  • گروه خبرنامه
  • نام
  • پست الکترونیک
آقازاده
 سازمان خصوصی سازی- عمودی صفحه اقتصاد
فولاد آذربایجان
سمپوزیوم فولاد
اذرنبش تبریز
ورق خودرو چهارمحال و بختیاری
فولاد متیل
خرید اشتراک ماهنامه اشتراک
دانلود نرم افزار

دانلود اپلیکیشن موبایل اخبار فلزات

دانلود از بازار دانلود از گوگل پلی
شماره 101 ماهنامه اخبار فلزات منتشر شد

شماره 101 ماهنامه اخبار فلزات منتشر شد

سرمقاله/ عزیزاله عصاری/ مدیرعامل هلدینگ سرمایه گذاری توسعه معادن و فلزات

شماره 100 ماهنامه اخبار فلزات منتشر شد

شماره 100 ماهنامه اخبار فلزات منتشر شد

سپاس از صد شماره همراهی شما

شماره 99 ماهنامه اخبار فلزات منتشر شد

شماره 99 ماهنامه اخبار فلزات منتشر شد

سرمقاله/ پدرام سلطانی، نایب رئیس اتاق بازرگانی ایران/ میزان تاثیرپذیری سیاست‌گذاران از تشکل‌های بخش خصوصی، کم است

شماره 98 ماهنامه اخبار فلزات منتشر شد

شماره 98 ماهنامه اخبار فلزات منتشر شد

سرمقاله/ رضا رحمانی/ معاون طرح و برنامه‌ریزی وزارت صنعت، معدن و تجارت

شماره 97 ماهنامه اخبار فلزات منتشر شد

شماره 97 ماهنامه اخبار فلزات منتشر شد

سرمقاله/ اتابک خلیلی/ چرا به مشاوره اقتصادی نیاز نداریم!

کلیه حقوق این سایت متعلق به ماهنامه اخبار فلزات بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.

طراحی و تولید: